|
چقدر سخت است بعد از سفر . . . يا علي ابن موسي الرضا بار ديگر مرا بطلب! من باز هم منتظر دعوت نامه ات هستم باشد كه از دلتنگي من كاسته شود. . . . دستان من هنوز در پي پنجره فولاد تواند . . . چشمانم هنوز به دنبال گنبد و ايوان طلاي هستند احساس تشنگي من فقط با آب سقاخانه ات بر طرف مي شود در گوشم هنوز صداي اذان حرم زمزمه مي شود هنوز دعاي مكّبر را فراموش نمي كنم (خدايا به حق اقا علي ابن موسي الرضا ظهور اقاامام زمانمون رو برسون )پس مرا بطلبد اي ضامن آهو دلم ميخواهد بار ديگر كبوتران حرمت از بالاي سرم پرواز كنند هيچ وقت آنروز را فراموش نميكنم هنوز هم منتطرم مرا درياب بارگاهت جلوه گاه طارم مينا رضا آستانت آسماني كهكشان آرا رضا مهر از ماه جمالت چشمهاي گيتي فروز ماه از مهر رخت آئينهاي رخشا رضا گل تباران مست از بوي دل آويز تواند اي نسيم گلشن كويت طراوت زا رضا راهيان راه عشقت كاروان در كاروان ساكنان كوي شوقت واله و شيدا رضا چرخ مينايي خبر دارد كه در مهتاب شوق ژاله ميبارم مدام از ديده چون مينا رضا و اصلان آستانت از دو عالم بي نياز عارفان را بارگاهت قاف استغنا رضا نارسا طبعم نيارد گفت وصفت را كه هست شعر (صائم) قطره و اوصاف تو دريا رضا
|



