|
در آسمان دل گل مهتاب خنديد
خورشيد بعد از فترت ديرينه گل كرد من جمعه ها را كوچه كوچه خيمه بستم اما... نگاهت در كدام آدينه گل كرد؟ اشك محبت ريخت از چشمان عاشق وقتى سيماى تو در آدينه گل كرد ... |
|
چندان كه گفتم غم با طبيبان درمان نكردند مسكين غريبان آن گل كه هر دم در دست بادست گو شرم بادش از عندليبان يا رب امان ده تا باز بيند چشم محبان روي حبيبان درج محبت بر روي خود نيست يا رب مبادا كام رقيبان اي منعم آخر بر خوان جودت تا چند باشيم از بي نصيبان حافظ نگشتي شيداي گيتي گر مي شنيدي پند اديبان |
|
|
|
||||


