|
یه روزی اومدم و نوشتن رو آغاز کردم با در انتظار ظهور آقام... اما امروز از اون روزها گذشته و من وقتی برگشتم و به پشت سرم نگاه می کنم در انتظار ظهور اقام با همراهی دوستان خیلی خوبم شکل گرفت که می خوام تو این فرصت کم از همه دوستان عزیز و مهربانم تشکر کنم ... داغ شقایق .... که که دلنوشته ساده و آسمانیش دریچه ای است به سوی خدا.... داغ شقایق که قدمهای اول رو برداشت و قالب زیبای در انتظار ظهور اقام هنر اندیشه این دوست خوب است. از همه دوستای خوبم خواهر مهربانم الهه(نسیم مهدی) که نسیم نوشته هایش در نرگسزارهای عشق به بهار وزیدن گرفت . نجمه عزیزم که ناگفته هایش در سادگی نوشته هایش فریاد می زند دوست خوبم شکوفه یاسکه بوته های نیایشش سر به آسمان است. فائزه خواهر خوبم که دفتر نوشته هاش عطر یاد امام مهدی رو میاره خواهر خوبم ستاره عزیزم که هیچ وقت فراموشش نمی کنم زهره عزیزم که همیشه منتظر ایملهای زیبایش هستم و اما دوستان گلم مهفا و فاطمه عزیزم ... که همیشه عین سه قلوها با هم بودیم چه جلسه هایی که بین این گروه ضربت برگزار می شد من هیچ کجای دنیا اف جی ان رو فراموش نمی کنم.لحظه هایی رو که با اف جی ان گذراندم تلخ و شیرین و خنده دار هم گذشت ولی الان شیرینی هایش به جا مونده... دلم چقدر برای اون لحظه ها تنگ شده است امیدوارم هر جا که هستین مثل همیشه شاد و خندان باشید ... و اما بهترین همراهم در این راه ... بهترین دوستم و بهترین راهنمایم ... کسی که همیشه با من است کسی که همه جا مراقب من است ... در انتظار ظهور آقام ... آقای من ... آقای من ... آقای من ... آقای من ... من نمی دانم در این مدت چگونه نوشتم اما هر بار حرفهای دلم بود و نوشته های قلبم من منتظر نبودم اما می نوشتم تا شاید عطر نگاه تو مشام جانم را تر کند. برای تو نوشتم تا شاید رهگذری را که از دور می آید در اندیشه هایش نور انتظار رنگ یابد با در انتظار ظهور اقام راهم را آغاز کردم و قلبم را به تو سپردم . دستم را گرفتی و راهم را نشانم دادی . تو مرا به راه اوردی من بلد نبودم که عاشق باشم تو مرا عاشق کردی یادم دادی که عاشق باشم عاشق بمانم و عاشق بمیرم ... اللهم ارنی الطلعه الرشیده اللهم ان حال بینی و بینه الموت .............. اللهم عجل لولیک الفرج
|



