تبليغاتX
در انتظار ظهور آقام

بسم الله الرحمن الرحيم .... اللهم كن لوليك الحجة بن الحسن .... صلواتك عليه وآله ... في هذه الساعه و في كل ساعه .... وليا و حافظا .... و قائدا و ناصرا .... و دليلا و عينا .... حتي تسكنه ارضك طوعا .... و تمتعه فيها طويلا
   
     
 
تو را با احترام می خوانیم. تو را عاشقانه صدا می زنیم و تو را همدم دریا می دانیم.
ای مادر صبر، ای اسطورۀ استقامت و ای شکوه ایثار و ایمان.
سفر به خیر!
آسوده و آرام و با شوقی بی وصف چشمهایت را می بندی و پر می کشی!
یک زن و این همه مصیبت؟
الله اکبر، به راستی تو دختر حیدری، پدر صبر و سکان دار ایمان.
ای دختر شیرین زبان و ای خواهر خوش بیان، حماسه آفریدی و جاودان ماندی.
تو صورت ماندگار و غریو غیرتمندانۀ اولاد علی هستی.
هنوز فریاد کوبنده ات شام جهل را ویران می کند.

هنوز ورد کدام یتیمان جامانده از کاروان، عمه جان است.
چقدر داغ دیده ای؟!
کدام سخت تر بود؟
شهادت مادر، شهادت پدر، شهادت حسن و یا دیدن پاره پاره شدن جسد حسین در زیر سم اسبان و ستوران.
کدام سخت تر بود؟
غم رقیه و یا لب خونین خورشید.
سفر به خیر عمه جان!
سفر به خیر ای قافله سالار عشق و ایمان.
و سفر به خیر ای مادر رنج ها و مصیبت ها.
سوگ تو، سوگ پنج تن است، و اندوه فراغ تو، مرور دردهایی ناگفتنی است.
 
-------------------------------------------------------------------------------------------

زينب كبرى‏عليها السلام بانويى سرشار از بينش و بصيرت بود كه با سيره و سخن خود «فرهنگ برهنگى» و «برهنگى فرهنگى» ديروز و امروز را به خوبى مورد تعرّض قرار داد؛ الگويى ماندگار از شخصيت عظيم خويش به يادگار گذارد و معيارهاى حركت ارزشى و ضدارزشى را براى هميشه ترسيم كرد.
وى در پاسدارى از عفت و عصمت، سرآمد زنان و دختران روزگار بود و با الهام از پيام آسمانى قرآن و طبق آموزه‏هاى مادرش، فاطمه زهراعليها السلام، حجاب و عفت را مانند گوهرى ارزشمند براى يك زن مسلمان مى‏دانست و بر اين باور بود كه زن هنگامى به خداى خود نزديك‏تر است كه خود را از معرض ديد مردان بيگانه حفظ نمايد.
زينب كبرى‏عليها السلام دختر آن مادرى است كه براى احقاق حق و دفاع از حقوق رهبر اسلام و حجت خدا از منزل بيرون مى‏آمد و با دشمنان، به احتجاج مى‏پرداخت؛ اما سر تا پا محجوب و پوشيده؛ همان مادرى كه وصيّت مى‏كند پيكرش را بعد از مرگ در تابوتى با ديواره‏هاى بلند بگذارند تا از انظار نامحرمان به دور باشد، پس طبيعى است كه دختر او هم بايد اين تعاليم بلند اسلام را رعايت نمايد؛ چراكه حفظ شرف و حيثيّت زن، واجب و حجاب از ضروريّات دين است و اصولاً تمام فداكارى‏هاى اين بانو براى تحقق احكام اسلام بود. بنابراين عفت و پاكدامنى خويش را حتى در سخت‏ترين شرايط به نمايش گذاشت. او در دوران اسارت و در حركت از كربلا تا شام سخت بر عفت خويش پاى مى‏فشرد.
آن بانوى بزرگوار براى پاسدارى از مرزهاى حيا و عفاف بر سر يزيد فرياد زد كه: «آيا اين از عدالت است كه زنان و كنيزان خويش را پشت پرده نشانى و دختران رسول خداصلى الله عليه وآله را به صورت اسير به اين سو و آن سو بكشانى؟ نقاب آنان را دريدى و صورت‏هاى آنان را آشكار ساختى.
 
  لینک | ادامه متن...سی ام مرداد 1384|  |نویسنده:  | 
   

مبارک باد اين عيد بر عاشقان

روز پدر بر تمامی پدران  مبارک باد

 

علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را

که به ماسوا فکندي همه سايه‌ي هما را

دل اگر خداشناسي همه در رخ علي بين

به علي شناختم به خدا قسم خدا را

به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند

چو علي گرفته باشد سر چشمه‌ي بقا را

مگر اي سحاب رحمت تو بباري ارنه دوزخ

به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را

برو اي گداي مسکين در خانه‌ي علي زن

که نگين پادشاهي دهد از کرم گدا را

بجز از علي که گويد به پسر که قاتل من

چو اسير تست اکنون به اسير کن مدارا

بجز از علي که آرد پسري ابوالعجائب

که علم کند به عالم شهداي کربلا را

چو به دوست عهد بندد ز ميان پاکبازان

چو علي که ميتواند که بسر برد وفا را

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت

متحيرم چه نامم شه ملک لافتي را

بدو چشم خون فشانم هله اي نسيم رحمت

که ز کوي او غباري به من آر توتيا را

به اميد آن که شايد برسد به خاک پايت

چه پيامها سپردم همه سوز دل صبا را

چو تويي قضاي گردان به دعاي مستمندان

که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را

چه زنم چوناي هردم ز نواي شوق او دم

که لسان غيب خوشتر بنوازد اين نوا را

«همه شب در اين اميدم که نسيم صبحگاهي

به پيام آشنائي بنوازد و آشنا را»

ز نواي مرغ يا حق بشنو که در دل شب

غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهريارا

  لینک | ادامه متن...بیست و هفتم مرداد 1384|  |نویسنده:  | 
   

دهم ماه رجب، آن هنگام که بدر زیبایش، بر عرصه آسمان، حکم فرمایی و جلوه گری می کرد، بدری دیگر در مدینه درخشید که پرتو نورش، همه را واله و حیران کرد و معشوقان مجازی را، از خودنمایی باز داشت.


 

  لینک | ادامه متن...بیست و پنجم مرداد 1384|  |نویسنده:  | 
   

جهان در عصر ظهور

 

در آن روزگار ، ديگر نه طبيعت سركشي خواهد كرد نه زلزله خانه برانداز به پا مي شود. نه سيل مهيب جاري مي گرددنه اسمان تازيانه اي كوبنده طوفان خويش را بر خانه ها خواهد فكند.  نه درياها طغيان مي كند  و نه آتشفشان ها فوران خواهد نمود زيرا دوران عصيان سپري شده و زمان طغيان گذشته و عصر تاريك غيبت به اتمام رسيده باران مي بارد به نرمش باد مي وزد به آرامش زمين مي گردد به آسايش در تمام گيتي طراوت و لطافت پديد مي آيد و هستي به كمال مي رسد و دروان پربركت است و زمين در حكم يك شهر است و براي عمران و آباداني در دست بندگان صالح قرار مي گيرد.  امام زمان فساد تباهي دزدي و……. را از بين مي برد ديگر كمبودي  وجود ندارد كه كسي دزدي كند .قوانين دست و پاگير و سنت هاي غلط از بين مي رود عوامل پرخاشگري از بين مي رود نه پدر و مادر حق گزافه گويي به فرزند را دارندنه فرزندان را اجازه ي مخالفت با پدرو مادران، دامنه علفت همسايگان را مانند اعضاي يك خانواده مي نمايددر كشور مهدي آل محمد شهروندان از يكديگر و مردم از حكمفرمايان و حكمفرمايان از مردم راضي و در امانند. حتي موجودات وحشي در سايه حكومت عدل گستر حضرتش به اسايش دست مي يابند و رام بشرند و………. وخداوند به بركت آن حضرت و دم مسيحايي او بيماران را شفا مي بخشد و مرض هاي صعب العلاج را درمان مي كند و عمرها طولاني مي شود.

در دوران حكومت امام مهدي (ع)شكوفايي اقتصادي بي سابقه بوده و تمام قواي زميني و آسماني دست در دست هم داده و ذخاير هستي را آشكار مي كنند و قدرت لايزال الهي را در گستردگي نعمت و بخشش بر همگان مي نمايانند.

ميان ملك و ملكوت هماهنگي است و زميني ها در همان مسير آسماني ها قدم مي زنندو همه عالميان در يك جهت كه آن بندگي خداست قدم بر مي دارند. و به بركت اين گونه بندگي مواهب مادي و معنوي در روزگار حضور حجت خدا بر بشر فرو مي ريزد. 

در آن دوران عقلها كامل  و عقل وسيله كشف خوبي از بدي و زشت از زيباست و خدا با دست تواناي ان حضرت تمام زمين را از علم و دانش آكنده مي كند و از  اختلاف نظر و تناقض گويي و حيرت و سردرگمي خبري نيست

در آن روزگار خرابي ها اصلاح زمين نور باران راههاي اسمان گشوده و ميان انسان و طبيعت آشتي و پاكان عزير و نابكاران خوار عدالت در جهان سايه گستر و فقر و فلاكت از گيتي رخت مي بندد و به جاي سفير ابليس از همه جا نواي قدسيان بر مي خيزد و به جاي باده گساري مردم از سبوي ايمان سر مست مي شوند و به جاي حرام خواري از غذاهاي لذيذ بهره مي برند

گرگان ميش نما رسوا  حقوق بر باد رفته خلق از غاصبان باز ستاده مي شود و حقايق بيكران قرآن اشكار مي گردد

 

  كمال هستي در عصر ظهور نوشته محمد باقر علم الهدي 

 

 

 

  لینک | ادامه متن...هجدهم مرداد 1384|  |نویسنده:  | 
    ماه رجب

فرا رسیدم ماه رجب المرجب را به تمامی شیعیان نبریک میگویم و از همگی شما عزیزان التماس دعا دارم

ماه رجب ماه بزرگ خدا است و ماهى در حرمت و فضيلت به آن نمى‏رسد و قتال با كافران در اين ماه حرام است و رجب ماه خدا است و شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه امت من است كسى كه يك روز از ماه رجب را روزه دارد مستوجب خوشنودى بزرگ خدا گردد و غضب الهى از او دور گردد و درى از درهاى جهنم بر روى او بسته گردد

پیامبر اکرم(ص)

هر كه يك روز از ماه رجب را روزه بدارد آتش جهنم يكساله راه از او دور شود و هر كه سه روز از آن را روزه دارد بهشت او را واجب گردد

حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام

 

 

  لینک | ادامه متن...شانزدهم مرداد 1384|  |نویسنده:  | 

گـرچه خسته ام, گـرچه دلشكسته ام, بـاز هـم گشـوده ام درى به روى انتظار تـا بگـويمت, هنـوز هـم به آن صـداى آشنا اميـد بسته ام.

اى تو صاحب زمان! اى تو صاحب زميـن! دل, جدا ز ياد تو آشيانه اى خـراب وبى صفاست ياد سبز و روح بخـش تـو ياد لطف بـى نهايت خـداست كـوچه باغ سينه ام, اى گل محمدى, به عطر نامت آشناست آنكه در پى تـو نيست, كيست؟ آنكه بـى بهانه تـو زنـده است, در كجاست؟

اى كرامت وجود! باد غربتى كه مى وزد به كوچه هاى بى تـو, بـوى مرگ مـى دهـد, ـ بـوى خستگى, فسـردگـى ـ كـوچه ها در انتظار يك نسيـم روح بخـش, يك پيـام آشنـا و دلنـواز, سينه را گشـوده انـــد. كـوچه هـاى مـا هميشه عاشق تـو بـوده انـد.

اى كبوتر دلـم هوايى محبتت! سينه ام, آشناى نعمت غم است گر هزار كـوه غم رسـد, هنـوز هـم كـم است از درون سينه ام نـاله هاى مـرغ خسته اى به گـوش مـى رسـد. بالهاى زخمـى ام, نيازمنـد مـرهـم است.

صبحگاه جمعه ها آفتاب ياد تـو ز ((نـدبه))هاى ما طلـوع مـى كنـد. آنكه شب پـس از دعا, با سرود اشتياق و نغمه اميد, با دلـى سفيد خـواب رفته است, روز را به شـوق ديدنت شروع مـى كند اى تـو معنى اميـد و آرزو! اى بـراى انتظار عاشقانه, آبـرو! عشقهاى پاك, در ميان خنده ها و گريه هاى عاشقان, پيـش عصمت الهى ات, خضـوع مى كند.

اى بهانه اى براى زيستـن! اشتياق, همچو سبزه بهاره هر طرف دميده است. جمكران, جلوه اى از انتظار و شـوق ماست اى بهار جاودان, اى بهار آفـريـن, مـا در انتظار مقـدم تـوييـم, اى اميـد آخـريـن!

اى عزيز دل, پناه شيعيان اى فـروغ جـاودان! سـايه بلنـد نام و ياد تـو, از سر و سراى عاشقان بيقرار, كـم مباد قامت بلند شوق, جز بـر آستـان پـرشكـوه انتظار, خـم مبـاد

 http://www.shareh.com/ahlul_bayt/14/m14/n4.htm   

  لینک | ادامه متن...دوازدهم مرداد 1384|  |نویسنده:  | 
   

اگر عشقت نبود اينجا نبودم

گرفته عشق تو كل وجودم

تو كه از دلرباها دل ربودي

چرا عشقت به روي من گشودي

-------------------------------

((میلاد بانوی دو عالم فاطمه زهرا بر همگان به خصوص فرزند ایشان حضرت مهدی مبارکباد ))

مادر

زيبايي، همه اقتدارش را از تو وام دارد. توشکوه وشيدايي وشکوفايي را زندگي کرده اي ونام بلندت درنجابتِ وجود، جاري است.

اي قصيده رنج، اي گنجينه اشک،اي بي رشک، اي بلندآشيانه ترين عنقاي عشق،اي شرافت مجسم، اي اراده روينده، اي باغبان بوستان هاي ِ شعر، اي پروراننده شاعرانه ترين خطابه هاي ِ عاطفه ، اي لالايي سراي ِگوشه هاي محزون شب، اي رديف شناس موسيقي ملکوت، اي مادر...

مگر چشمي چون چشم تومي تواند به حقيقتِ رويش بنگرد و دستي چون دست تومي تواند نورستان ِ معرفت راآبرومند کند؟ وقتي غنچه هادرشميم ِ شعف آفرين ِ تومي رويند وسالکان ِ صهباشناس ِصانع ، دربرابرسلوکِ بي منتهاي تو، سرسپاس فرودمي آورند.

هرکه گل مي پرورد تورامي شناسدوهرکه نواي بلبل ِبي تابي رابراي به جاآوردن سنت ِعاشقي بهانه مي سازدباتوازژرفاي ِجان آشناست.

اي مادر؛ اي قهرمان ِ ميادين روح ،اي وادي شناس ِطور دلدادگي، زماني که مردمان ِزيراين گنبدلاجوردين باهمه وجودبه پاسداشت ِحرمت تواقتداکنند، ديگردرون هيچ سرزميني، ميني از" منيت" نخواهد بود. براستي اگرمي بينيم که اوراق" مصيبت نامه"   انسان ِامروزتابدين حد برهم انباشته شده وبوستان هاي جان، تهي ازنغمه هاي جانان گرديده، بايد بپذيريم که بي گمان، فرزندان، نتوانسته اندبررشته انس مادري وفاداربمانندورموزِآموزه هاي تورادست آموزِهرروزه خودکنند.

اي مادر؛ اگربيايدآن روزي که جان ِانسان گهواره محبت شود، به يقين هيچ گلي تشنگي نخواهدکشيد وهيچ چشمه اي خشک نخواهدشد.

دريغ وصددريغ که بشر، هرروزکه مي گذرد، درانحناي ِشتاب آلوده زيستن ِ مسطح خود، بيش ازپيش مادر خودراگم مي کنند وبه کج راهه هاي سردرگمي مي رسد. هرروزبي رخصت مادران،آشيانه هاي شريف راستي فرومي ريزدومعنويت دربي مهري دروغ، پژمرده مي شود.

اگرروزي نگاه مادرانه به حقيقت انسان فروريزد وظلمتستان ِ بي سپاسي، اجازه طلوع به هيچ ياسي راندهد،گل هاي محبت راسرمامي زند واندوه، چون کوه، ميان انسان ودلش خواهدنشست. پس کاري نکنيم که چيني دل مادر، ترک بردارد وگرنه درهربوم وبر، زهر ِقهر بهار را خواهيم چشيد.

  لینک | ادامه متن...دوم مرداد 1384|  |نویسنده:  | 

 

   
اي كه هزار، هزار شمع در انتظار يك نگاه تو سوختند . شوري است عشق تو و دلنشين غمي است به انتظار قدم‌‌هايت زيستن، بدان كه مصراع زندگيم با قافيه تو پايان خواهد يافت. بيا كه اگر تو بيايي تمامي شب‌هاي يلداي غم سپيده صبح را مهمان هميشگي دلم خواهد كرد... نمي‌دانم آيا دل كوچكم تا ظهور تو در تكاپو است يا تا غروب آرزوهايش چيزي نمانده.... اما ... غمگين‌ام و مي‌ترسم كه دلم از جنب و جوش بيافتد و تو نيايي.... افسوس، من و كلمات مجنونم شايد روز آمدنت را نبينيم من به همه كساني كه آن روز تو را مي‌بينند و در دو سوي خيابان‌ها قلبهاي سبزشان را به تو هديه مي‌دهند، حسوديم مي‌شود
 

3 صفحه نخست
3  پست الکترونیک
3 آرشیو وبلاگ
3 طراح قالب ( UMSA )

 

 

زیارت انلاین حرم امام رضا
زیارت انلاین کربلا
السابقون السابقون اولئک ....
درددل با ...
آرشیو پیوندهای روزانه

<bgsound src="http://gohar.persiangig.ir/audio/Khabar_Amad_AGASI.wma " loop=infinite>

"خبر آمد خبری در راه است(مرحوم آغاسی"

خدا .... بر من مزن رنگ تباهي را ...بيا ، با من باش ... كه من را جز تو ، اي پروردگار آسمانها آشنايي نيست ....از آن هنگام ... كزاين ، تار و پود آلوده قلبم رخت بربستي ، دلم تار است، چشمم بي فروغ افتاده ، بر هستي ... و من بيگانه هستم ...با خودم ... با شوق ... با هستي ...خدا ... اي آخرين فرياد ... بيا ......

استاد صفایی حائری(ع-ص)

 
متقین

نفسانیات یک من

ولی زمان

فقط خدا

دعای ندبه

یاد پدر

تسنیم چشمه ای بهشتی

آفتاب مهر

سجاده نور

ساده میگم

حس غریب

یادداشتهای یک بزبز قندی نگران

یونس در اقیانوس

بوی ظهور

-:- شوق وصال-:-

گل نرگس

عهد جانان

صبح صادق

روزگار رهایی

راهیان حق

ياس كبود

امام مهدی

وبلاگ فرهاد قاسمی

با تو می گویم

کربلایی

عاشقان گل نرگس

نسیم صبح جمعه

با هم ولی بی تو

میگوید پادشاه نیستم اما پادشاه است...

يا مهدي ادركني

عاشقان مهدی

رکوع نرگسها

عاشقان گل نرگس

بچه های انجمن قدر

مثل خدا

داروخانه معنوی

صفحات انتظار در فراق گل نرگس

امام زمان (عج) و نشانه هاي ظهور

بقیة الله خیر لکم ان کنتم مومنین


آذر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
بهمن 1383

امام عصر(عج)
مذهبی
ادبی
مناسبت ها
دلنوشته
عمومی
مناجات

خبري در راه است*

 


منتظران را به لب آمد نفس ... وبلاگ دوستداران حضرت مهدي عجل الله تعالى فرجه الشريف امام مهدي (عج)


عاشقان علی

جوانان منتظر المهدي زاهدشهر


 

 

 

استفاده از مطالب و عکسهای این وبلاگ با ذکر منبع آزاد می باشد.
 Copyright © 2005
gohar.blogfa.com . All rights reserved