|
تو را با احترام می خوانیم. تو را عاشقانه صدا می زنیم و تو را همدم دریا می دانیم.
ای مادر صبر، ای اسطورۀ استقامت و ای شکوه ایثار و ایمان. سفر به خیر! آسوده و آرام و با شوقی بی وصف چشمهایت را می بندی و پر می کشی! یک زن و این همه مصیبت؟ الله اکبر، به راستی تو دختر حیدری، پدر صبر و سکان دار ایمان. ای دختر شیرین زبان و ای خواهر خوش بیان، حماسه آفریدی و جاودان ماندی. تو صورت ماندگار و غریو غیرتمندانۀ اولاد علی هستی. هنوز فریاد کوبنده ات شام جهل را ویران می کند. هنوز ورد کدام یتیمان جامانده از کاروان، عمه جان است. زينب كبرىعليها السلام بانويى سرشار از بينش و بصيرت بود كه با سيره و سخن خود «فرهنگ برهنگى» و «برهنگى فرهنگى» ديروز و امروز را به خوبى مورد تعرّض قرار داد؛ الگويى ماندگار از شخصيت عظيم خويش به يادگار گذارد و معيارهاى حركت ارزشى و ضدارزشى را براى هميشه ترسيم كرد.
وى در پاسدارى از عفت و عصمت، سرآمد زنان و دختران روزگار بود و با الهام از پيام آسمانى قرآن و طبق آموزههاى مادرش، فاطمه زهراعليها السلام، حجاب و عفت را مانند گوهرى ارزشمند براى يك زن مسلمان مىدانست و بر اين باور بود كه زن هنگامى به خداى خود نزديكتر است كه خود را از معرض ديد مردان بيگانه حفظ نمايد. زينب كبرىعليها السلام دختر آن مادرى است كه براى احقاق حق و دفاع از حقوق رهبر اسلام و حجت خدا از منزل بيرون مىآمد و با دشمنان، به احتجاج مىپرداخت؛ اما سر تا پا محجوب و پوشيده؛ همان مادرى كه وصيّت مىكند پيكرش را بعد از مرگ در تابوتى با ديوارههاى بلند بگذارند تا از انظار نامحرمان به دور باشد، پس طبيعى است كه دختر او هم بايد اين تعاليم بلند اسلام را رعايت نمايد؛ چراكه حفظ شرف و حيثيّت زن، واجب و حجاب از ضروريّات دين است و اصولاً تمام فداكارىهاى اين بانو براى تحقق احكام اسلام بود. بنابراين عفت و پاكدامنى خويش را حتى در سختترين شرايط به نمايش گذاشت. او در دوران اسارت و در حركت از كربلا تا شام سخت بر عفت خويش پاى مىفشرد. آن بانوى بزرگوار براى پاسدارى از مرزهاى حيا و عفاف بر سر يزيد فرياد زد كه: «آيا اين از عدالت است كه زنان و كنيزان خويش را پشت پرده نشانى و دختران رسول خداصلى الله عليه وآله را به صورت اسير به اين سو و آن سو بكشانى؟ نقاب آنان را دريدى و صورتهاى آنان را آشكار ساختى. |
|
مبارک باد اين عيد بر عاشقان روز پدر بر تمامی پدران مبارک باد
علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را که به ماسوا فکندي همه سايهي هما را دل اگر خداشناسي همه در رخ علي بين به علي شناختم به خدا قسم خدا را به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند چو علي گرفته باشد سر چشمهي بقا را مگر اي سحاب رحمت تو بباري ارنه دوزخ به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را برو اي گداي مسکين در خانهي علي زن که نگين پادشاهي دهد از کرم گدا را بجز از علي که گويد به پسر که قاتل من چو اسير تست اکنون به اسير کن مدارا بجز از علي که آرد پسري ابوالعجائب که علم کند به عالم شهداي کربلا را چو به دوست عهد بندد ز ميان پاکبازان چو علي که ميتواند که بسر برد وفا را نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت متحيرم چه نامم شه ملک لافتي را بدو چشم خون فشانم هله اي نسيم رحمت که ز کوي او غباري به من آر توتيا را به اميد آن که شايد برسد به خاک پايت چه پيامها سپردم همه سوز دل صبا را چو تويي قضاي گردان به دعاي مستمندان که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را چه زنم چوناي هردم ز نواي شوق او دم که لسان غيب خوشتر بنوازد اين نوا را «همه شب در اين اميدم که نسيم صبحگاهي به پيام آشنائي بنوازد و آشنا را» ز نواي مرغ يا حق بشنو که در دل شب غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهريارا |
||||||||||||||||||||||||||||||
|
دهم ماه رجب، آن هنگام که بدر زیبایش، بر عرصه آسمان، حکم فرمایی و جلوه گری می کرد، بدری دیگر در مدینه درخشید که پرتو نورش، همه را واله و حیران کرد و معشوقان مجازی را، از خودنمایی باز داشت.
|
|
جهان در عصر ظهور در آن روزگار ، ديگر نه طبيعت سركشي خواهد كرد نه زلزله خانه برانداز به پا مي شود. نه سيل مهيب جاري مي گرددنه اسمان تازيانه اي كوبنده طوفان خويش را بر خانه ها خواهد فكند. نه درياها طغيان مي كند و نه آتشفشان ها فوران خواهد نمود زيرا دوران عصيان سپري شده و زمان طغيان گذشته و عصر تاريك غيبت به اتمام رسيده باران مي بارد به نرمش باد مي وزد به آرامش زمين مي گردد به آسايش در تمام گيتي طراوت و لطافت پديد مي آيد و هستي به كمال مي رسد و دروان پربركت است و زمين در حكم يك شهر است و براي عمران و آباداني در دست بندگان صالح قرار مي گيرد. امام زمان فساد تباهي دزدي و……. را از بين مي برد ديگر كمبودي وجود ندارد كه كسي دزدي كند .قوانين دست و پاگير و سنت هاي غلط از بين مي رود عوامل پرخاشگري از بين مي رود نه پدر و مادر حق گزافه گويي به فرزند را دارندنه فرزندان را اجازه ي مخالفت با پدرو مادران، دامنه علفت همسايگان را مانند اعضاي يك خانواده مي نمايددر كشور مهدي آل محمد شهروندان از يكديگر و مردم از حكمفرمايان و حكمفرمايان از مردم راضي و در امانند. حتي موجودات وحشي در سايه حكومت عدل گستر حضرتش به اسايش دست مي يابند و رام بشرند و………. وخداوند به بركت آن حضرت و دم مسيحايي او بيماران را شفا مي بخشد و مرض هاي صعب العلاج را درمان مي كند و عمرها طولاني مي شود. در دوران حكومت امام مهدي (ع)شكوفايي اقتصادي بي سابقه بوده و تمام قواي زميني و آسماني دست در دست هم داده و ذخاير هستي را آشكار مي كنند و قدرت لايزال الهي را در گستردگي نعمت و بخشش بر همگان مي نمايانند. ميان ملك و ملكوت هماهنگي است و زميني ها در همان مسير آسماني ها قدم مي زنندو همه عالميان در يك جهت كه آن بندگي خداست قدم بر مي دارند. و به بركت اين گونه بندگي مواهب مادي و معنوي در روزگار حضور حجت خدا بر بشر فرو مي ريزد. در آن دوران عقلها كامل و عقل وسيله كشف خوبي از بدي و زشت از زيباست و خدا با دست تواناي ان حضرت تمام زمين را از علم و دانش آكنده مي كند و از اختلاف نظر و تناقض گويي و حيرت و سردرگمي خبري نيست در آن روزگار خرابي ها اصلاح زمين نور باران راههاي اسمان گشوده و ميان انسان و طبيعت آشتي و پاكان عزير و نابكاران خوار عدالت در جهان سايه گستر و فقر و فلاكت از گيتي رخت مي بندد و به جاي سفير ابليس از همه جا نواي قدسيان بر مي خيزد و به جاي باده گساري مردم از سبوي ايمان سر مست مي شوند و به جاي حرام خواري از غذاهاي لذيذ بهره مي برند گرگان ميش نما رسوا حقوق بر باد رفته خلق از غاصبان باز ستاده مي شود و حقايق بيكران قرآن اشكار مي گردد
|
|
فرا رسیدم ماه رجب المرجب را به تمامی شیعیان نبریک میگویم و از همگی شما عزیزان التماس دعا دارم
ماه رجب ماه بزرگ خدا است و ماهى در حرمت و فضيلت به آن نمىرسد و قتال با كافران در اين ماه حرام است و رجب ماه خدا است و شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه امت من است كسى كه يك روز از ماه رجب را روزه دارد مستوجب خوشنودى بزرگ خدا گردد و غضب الهى از او دور گردد و درى از درهاى جهنم بر روى او بسته گردد پیامبر اکرم(ص) هر كه يك روز از ماه رجب را روزه بدارد آتش جهنم يكساله راه از او دور شود و هر كه سه روز از آن را روزه دارد بهشت او را واجب گردد حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام
|
|
گـرچه خسته ام, گـرچه دلشكسته ام, بـاز هـم گشـوده ام درى به روى انتظار تـا بگـويمت, هنـوز هـم به آن صـداى آشنا اميـد بسته ام. |
|
اگر عشقت نبود اينجا نبودم گرفته عشق تو كل وجودم تو كه از دلرباها دل ربودي چرا عشقت به روي من گشودي
------------------------------- ((میلاد بانوی دو عالم فاطمه زهرا بر همگان به خصوص فرزند ایشان حضرت مهدی مبارکباد ))
مادر زيبايي، همه اقتدارش را از تو وام دارد. توشکوه وشيدايي وشکوفايي را زندگي کرده اي ونام بلندت درنجابتِ وجود، جاري است. اي قصيده رنج، اي گنجينه اشک،اي بي رشک، اي بلندآشيانه ترين عنقاي عشق،اي شرافت مجسم، اي اراده روينده، اي باغبان بوستان هاي ِ شعر، اي پروراننده شاعرانه ترين خطابه هاي ِ عاطفه ، اي لالايي سراي ِگوشه هاي محزون شب، اي رديف شناس موسيقي ملکوت، اي مادر... مگر چشمي چون چشم تومي تواند به حقيقتِ رويش بنگرد و دستي چون دست تومي تواند نورستان ِ معرفت راآبرومند کند؟ وقتي غنچه هادرشميم ِ شعف آفرين ِ تومي رويند وسالکان ِ صهباشناس ِصانع ، دربرابرسلوکِ بي منتهاي تو، سرسپاس فرودمي آورند. هرکه گل مي پرورد تورامي شناسدوهرکه نواي بلبل ِبي تابي رابراي به جاآوردن سنت ِعاشقي بهانه مي سازدباتوازژرفاي ِجان آشناست. اي مادر؛ اي قهرمان ِ ميادين روح ،اي وادي شناس ِطور دلدادگي، زماني که مردمان ِزيراين گنبدلاجوردين باهمه وجودبه پاسداشت ِحرمت تواقتداکنند، ديگردرون هيچ سرزميني، ميني از" منيت" نخواهد بود. براستي اگرمي بينيم که اوراق" مصيبت نامه" انسان ِامروزتابدين حد برهم انباشته شده وبوستان هاي جان، تهي ازنغمه هاي جانان گرديده، بايد بپذيريم که بي گمان، فرزندان، نتوانسته اندبررشته انس مادري وفاداربمانندورموزِآموزه هاي تورادست آموزِهرروزه خودکنند. اي مادر؛ اگربيايدآن روزي که جان ِانسان گهواره محبت شود، به يقين هيچ گلي تشنگي نخواهدکشيد وهيچ چشمه اي خشک نخواهدشد. دريغ وصددريغ که بشر، هرروزکه مي گذرد، درانحناي ِشتاب آلوده زيستن ِ مسطح خود، بيش ازپيش مادر خودراگم مي کنند وبه کج راهه هاي سردرگمي مي رسد. هرروزبي رخصت مادران،آشيانه هاي شريف راستي فرومي ريزدومعنويت دربي مهري دروغ، پژمرده مي شود. اگرروزي نگاه مادرانه به حقيقت انسان فروريزد وظلمتستان ِ بي سپاسي، اجازه طلوع به هيچ ياسي راندهد،گل هاي محبت راسرمامي زند واندوه، چون کوه، ميان انسان ودلش خواهدنشست. پس کاري نکنيم که چيني دل مادر، ترک بردارد وگرنه درهربوم وبر، زهر ِقهر بهار را خواهيم چشيد. |








